شوق عجیبی دارند!
بزرگترین آرزویش این است که ... وارد میدان مبارزه شود!
غافل از این که هیچ وقت برنده نخواهد شد.
گاوها نمیدونند که هیچ وقت برنده نخواهند شد.
برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 6:40
باد و خاک و چمنهای گرد و خاک گرفته انتهای بلوار سر کوچه
سا عت های خلوط و سایه کج ته کوچه
حالی که بی حال شد
و حوصله ای که بی حوصله شد
مسیرهایی که زیر پا، پای کوب شد
بچه های که دیروزشان همه خاطره شد
طاقتی که به سر آمد
پسر بچه هایی که مرد شدند
و دلهایی که تنگ شد
و شهری که غریب شد، شاهد همه چیز بودند...
برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 6:40
تابستانی که در آن
شبها هنگام ستاره ها به دروغ به ماه چشمک میزنند
ماه منتظر 13 است و تیر برقی که خاطره نویسی شده
و دیواری که یادگار بیقراریهاست
خانه ای که تاریک است و صبحی که بیقرار بر میخیزد
روزهایی که گذشت و رفاقتهایی که فراموش شد
و
شهری که او بیقرار از آن دور شد و اشتباهی که دیگر هرگز تکرار نشد
خبری از تو نیست ...
برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 6:40
بگذار نسیمی که دلتنگ است پنجره اتاق آبی را بکوبد
بی حاشیه و بی نقاب
تنهایی همین است.
برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 6:40